تبليغاتX
انار نقره ای
در دل انار سرخ خون است و در انار نقره ای باران...

{سرما}

 

باد می وزد به صبحدم به شب به روز

 

داغ میشوم و سردم است من هنوز

 

سرد میشود زمین و  گرم میشوم

 

از دم ِ دمای این دمِ غزل فروز 

آه آتشی در افکن و بیا ببین

شعله می کشد در آتش غروب روز

 

تو کنار اتش ومن از نگاه تو

 

داغ میشوم به شب به صبحدم به روز

نوشته شده توسط نسترن در ساعت 1:53 AM | لینک  | 

(خسته)  

خسته که میشوم  ز  ره

سینه نفس نمیزند

پشت خمیده میشود

مشت به در نمیزند

خسته که میشوم ز  من

غم زتنم نمیرود

آتش دیدگان من

جز به دلم نمی دود

خسته که میشوم زدل

خنده به لب نمی دمد

اشک روانه میشود 

ره به برون نمیبرد

پشت خمیده گشته و

سینه نفس نمیزند

دیده ودست خسته شد

مشت به در نمیزند

نسترن۱۳۸۰

نوشته شده توسط نسترن در ساعت 1:47 AM | لینک  |