تبليغاتX
انار نقره ای
مرا ترسانده اند از موج از تاریکی از مرگ

مرا ترسانده اند از هیچ از تهی از سیاهی

تنها مانده ام در میان ترسهای خویش

دستهایم قفل پاهایم در گل

ودهانم بسته مانده است

 زندگی را در ترسهایش یافته ام......

نوشته شده توسط نسترن در چهارشنبه سی ام آبان 1386 |

دریا میشوم به ازای هر ماهی

نگاهم بر کرانه های دور

صدایم نامم را زمزمه میکند

چیزی درونم می جنبد

دریا میشوم......

وقتی که ماهی کوچک از دهانم بیرون می جهد

نوشته شده توسط نسترن در چهارشنبه سی ام آبان 1386 |
 
مطالب قدیمی‌تر