چهارشنبه سی ام آبان 1386
مرا ترسانده اند از موج از تاریکی از مرگ
مرا ترسانده اند از هیچ از تهی از سیاهی
تنها مانده ام در میان ترسهای خویش
دستهایم قفل پاهایم در گل
ودهانم بسته مانده است
زندگی را در ترسهایش یافته ام......

چهارشنبه سی ام آبان 1386
دریا میشوم به ازای هر ماهی
نگاهم بر کرانه های دور
صدایم نامم را زمزمه میکند
چیزی درونم می جنبد
دریا میشوم......
وقتی که ماهی کوچک از دهانم بیرون می جهد

