
وقتی آخرین نمایشگاهم رو برگزار کردم با خودم و مسئولین ارشاد عهد بستم که
دیگه به هیچ عنوان در دماوند نمایشگاه نذارم
داستان از این قرار بود که آثار
من از نظر ارشاد بد حجاب بودند
یکبار در یک نمایشگاه گروهی و
بعد از شروع نمایشگاه مجبور شدم برای دختری
که نقاشی کرده بودم آستین بلند بکشم تا نا محرم نتواند دست او را ببیند.
همین کاری که در اینجا میبینید یکی از بد حجابترین آثار منه . به چند دلیل :
اول اینکه خوابیده . دوم اینکه برای
بدنش از رنگ استفاده نشده . سوم اینکه آستینش کوتاهه.چهارم اینکه روسری سرش نیست.
من هر کاری کردم نتونستم بیگناهی این نقاشی رو ثابت کنم . گفتم این نقاشی تخیلیه و
مدل نداشتم اما فایده نداشت . حتی از انگیزه های خوابیدنش هم صحبت کردم اما نشد .
به من گفتن یا نباید
به نمایش بذاریش یا باید حجاب کامل داشته باشه .
نتیجه این شد که من اون کارو با همون شکل و شمایل گذاشتم توی نمایشگاه ولی روی
تابلو یه پارچه سفید کشیدم . اتفاقا این کار همه رو کنجکاو کرده بود که زیر اون پارچه
چه خبره؟ وقتی از من میپرسیدن جریان چیه میگفتم:اداره ارشاد معتقده مردم این منطقه
توان دیدن این تابلو رو ندارن
اگه شما مشکلی ندارید پارچه رو کنار بزنید.
با کنار زدن پارچه مردم فقط میخندیدن به تابلو,
به زن بی حجاب , به من که روی اون
پارچه کشیده بودم و به اداره ای که خنده دار
ارشاد میکنه.