تبليغاتX
انار نقره ای
نوشته شده توسط نسترن در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 |

چند وقت پیش بعد از مدتها رویا اومد خونمون.

شوهرش رفته بود مسافرت و تنها اومد.

بچه که بودیم با اینکه اونا کرج بودن و من دماوند اما همیشه پیش هم بودیم.

یه بار تصمیم گرفتیم تا صبح بیدار بمونیم و بیدار موندیم از اون به بعد این بیدار موندن یکی

از واجبات دوستی ما شد. شبها تا صبح بیدار بودیم و صبح میرفتیم نون می خریدیم

و صبحانه می خوردیم و بعد می خوابیدیم تا ظهر.

حالا بعد از مدتها دوباره با هم تا صبح بیدار موندیم:

یادته رویا ؟ یه شب خونه شما کف آشپز خونه نشستیم و یه عالمه گلابی خوردیم؟

یادته نسترن وقتی میومدم پیشت حتما باید بستنی قیفی (بهش می گفتیم بستنی لیسی)

می خوردیم؟

یادته رویا من همیشه یه پارچ آب یخ کنارم میذاشتم تا هر موقع خوابت گرفت و چشمات چپ

شد یه دفعه بریزم روی سرت؟

یادته نسترن دم صبح موش اومده بود توی اتاق و ما همه رو بیدار کردیم؟

یادته رویا یه بار زلزله اومد .همه از خواب بیدار شده بودن از ترس و ما که بیدار بودیم نفهمیدیم

زلزله اومده؟

یادته نسترن یه بار رفتیم نون بخریم سگ دنبالمون کرد؟

یادته رویا سنگ برداشتیم که مثلا از خودمون دفاع کنیم که یه زنه بدو بدو اومد و گفت:

شی کالش دالید ؟ (یعنی:چی کارش دارید؟) گفتیم خانوم جون ببخشید که نذاشتیم سگه

ما رو بخوره.

یادته نسترن یه لیست داشتیم که توش موضوعات بحث آزادمونو یادداشت کرده بودیم و هر

شب پیرامون یک موضوع بحث می کردیم!!!

یادته رویا یه شب هیچکس خونه ما نبود و من و تو تنها بودیم شام سوپ خوردیم و نون و

ماست بعد آهنگ شب بیست و نهم رو گذاشتم تا حسابی بترسیم و با اینکه داشتیم از

ترس می مردیم آهنگ رو خاموش نمی کردیم؟

یادته نسترن یواشکی با هم  رفتیم سینما؟

یادته رویا شبها جلسه نقد فیلم داشتیم!؟

یادته رویا با سپهربیچاره بازی نمیکردیم؟

یادته نسترن بهش می گفتیم برو ما داریم حرفای دخترونه می زنیم؟

یادته حرفای دخترونه ما در مورد اثبات وجود روح در دنیای واقعی بود!!! که اسم مستعارش

رو گذاشته بودیم سه حرفی: ر   و    ح؟

یادته نسترن ما هیچوقت با هم قهر نکردیم؟

 

یادم هست رویا

یادم هست نسترن

 

رویا دختر دایی منه و سپهر پسر خاله ام.

دلم برای اون دوران خیلی تنگ شده.

نوشته شده توسط نسترن در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 |
 
مطالب قدیمی‌تر