یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388
پای کثافتت رو از روی گلوی ما بردار داریم خفه میشیم.
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388
من رفتم...
یعنی من یه ذره نیستم...
یعنی دارم میرم ...
یعنی چند روزی نمیام اینجا...
یعنی دارم میرم کرج پیش رویا...
یعنی اگه نبودم گریه نکنید تا بیام...
یعنی تحمل کنید دوری منو...
یعنی به خدا راضی نیستم بغض کنید...
اون کاسه آب رو یکی برداره بریزه پشت سر من ...
